۲۳:۳۵
دسته: سیاسی
کد خبر: 25871089
اروپایی‌ها با مذاکره فقط زمان می‌خرند

اروپایی‌ها با مذاکره فقط زمان می‌خرند

داستان توهین دونالد ترامپ به ماکرون، رئیس جمهور فرانسه درباره مذاکره با ایران یک نکته اثبات شده را بار دیگر به تمام ناظران یادآوری کرد.
به اشتراک بگذارید:
سرویس سیاسی جوان آنلاین: اروپا توانمندی و اراده ایفای یک نقش مستقل در پرونده هسته‌ای ایران را ندارد. شاید اگر کسی چند سال پیش این مسئله را در قالب یک مقاله و یا گزارش مستقل مطبوعاتی منتشر کرده بود، به طور حتم با این اتهام روبه رو می‌شد که توانایی درک روابط پیچیده بین‌المللی و همچنین جایگاه اروپا را ندارد. با این حال روی کار آمدن ترامپ فرضیه عدم استقلال اروپا را تبدیل به یک حقیقت اثبات شده کرد و این یعنی ادامه مذاکره با اروپا آب در هاون کوبیدن است.

ایده مذاکره با اروپا و ایجاد شکاف بین دو سوی آتلانتیک زمانی در بدنه سیاست خارجی کشور رسوخ کرد که امریکا به رهبری جورج بوش به دنبال حمله به عراق و افغانستان بود. بسیاری از کشور‌های اروپایی از این مسئله واهمه داشتند که برنامه هسته‌ای تهران تبدیل به بهانه‌ای برای حمله امریکا به ایران شود و تبعات امنیتی آن گریبانگیر اروپا نیز شود. واکنش اروپایی‌ها سفر وزرای خارجه وقت سه کشور آلمان، بریتانیا و فرانسه به تهران و آغاز مذاکرات دنباله‌دار بین دو طرف شد. اگرچه تهران با تعلیق تمام برنامه هسته‌ای خود به دنبال جلب رضایت اروپا برآمد، اما در نهایت اروپایی‌ها که از هر گونه درگیری و نبرد در خاورمیانه خیال‌شان راحت شده بود، در عمل به تعهدات خود و ارائه یک برنامه مذاکراتی جدی خودداری کردند.

به گفته پیتر جنکینز (از اعضای هیئت انگلیسی) «کاملاً می‌دانستم وقت‌مان را تلف می‌کنیم، هدف امریکا برچیدن تمام برنامه غنی‌سازی ایران بود.» در واقع هدف اروپا نیز اتلاف وقت بود. انگلیس، فرانسه و آلمان به دلیل توافق با نیکلاس برنز و سوزان رایس خواهان تعلیق نامحدود غنی سازی از سوی ایران بودند. علاوه بر فشار امریکا اروپایی‌ها نیز مانند بوش به این نتیجه رسیده بودند که ایران از موضع ضعیف‌تر وارد مذاکرات شده و ناچار است در مذاکرات با غرب به توافق برسد. اروپایی‌ها تصور می‌کردند در نهایت ایران تسلیم می‌شود و هر شرطی را قبول می‌کند.

در حقیقت امید اروپایی‌ها به روی کار آمدن دولتی انعطاف پذیرتر در انتخابات سال ۲۰۰۵ میلادی بود. اما در نهایت با پیروزی اصولگرایان تمام محاسبات آنان به هم ریخت و فشار امریکایی‌ها برای ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد تشدید شد. به این ترتیب نقش اروپایی‌ها برای میانجیگری در پرونده ایران شکست خورد. این تجربه تلخ نشان داد که مذاکره به تنهایی نمی‌تواند راه‌حلی برای مقابله با فشار‌های طرف مقابل باشد.

اروپا چگونه به امریکا پیوست
از این تاریخ به بعد اروپایی‌ها در فشار بر ایران با امریکایی‌ها همراهی کردند که از آن جمله می‌توان به رأی موافق آنان به چندین قطعنامه تحریمی علیه ایران اشاره کرد. در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما این همکاری به دلیل توافق نظر دو طرف اوج گرفت و اتحادیه اروپا در چندین مرحله تحریم‌هایی جدی علیه ایران به منظور محدود کردن فروش نفت و گاز وضع کرد. اتحادیه اروپا که تا سال ۲۰۱۰ تنها پیرو قطعنامه‌های سازمان ملل در برابر ایران بود، در سال ۲۰۱۰ به طور مستقل اقدام به تحریم‌های یک‌جانبه علیه ایران کرد که این تحریم‌ها شامل شش تصمیم شورایی است که علیه ایران اعمال کردند و دامنه آن‌ها خارج از موارد مجاز طبق قطعنامه‌های شورای امنیت بود.
اولین دور تحریم‌ها در سال ۲۰۱۰، دور دوم در ژانویه ۲۰۱۲ و دور سوم تحریم‌ها در اکتبر ۲۰۱۲ وضع شد که منجر به قطع تقریباً کامل مبادلات تجاری ایران با اروپا شد و این در حالی بود که اروپایی‌ها در ابتدا مدعی مذاکره جدی با ایران بودند.

اولین دور تحریم‌های اتحادیه اروپا در ۲۶ جولای سال ۲۰۱۰ در قالب «تصمیم شورای اروپا» به فاصله کوتاهی بعد از تصویب قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت سازمان ملل اعلام شد. عنصر اصلی این تحریم‌ها، منع سرمایه‌گذاری اروپا در بخش نفت و گاز ایران و ممانعت از تأمین تجهیزات، فناوری‌ها، منابع مالی و ارائه کمک‌های مورد استفاده برای تصفیه، اکتشاف و تولید گاز طبیعی مایع (LNG) ایران بود. شروع دور دوم تحریم‌های مستقل اتحادیه اروپا در ۲۳ ژانویه سال ۲۰۱۲ بود. این بسته تحریمی از دولت‌های اروپایی می‌خواست از هر گونه واردات، خرید و حمل و نقل نفت ایران خودداری کنند. به علاوه، تأمین منابع مالی، ارائه خدمات بیمه و حمل و نقل محصولات پتروشیمی و صادرات تجهیزات و فناوری‌های کلیدی به این بخش ممنوع و دارایی‌های بانک مرکزی ایران مصادره شد. سومین دور تحریم‌های اقتصادی اتحادیه اروپا در ۱۵ اکتبر سال ۲۰۱۲ اعمال شد. در این بسته تحریمی واردات یا حمل و نقل گاز طبیعی ایران و ارائه خدمات بیمه و تأمین منابع مالی این قبیل فعالیت‌ها ممنوع شدند و ممنوعیت‌هایی برای صادرات گرافیت و فلزات نیمه تمام در نظر گرفته شد. به این ترتیب اروپایی‌ها در اعمال هر گونه فشار علیه ایران با امریکایی‌ها همراه شدند. همین مسئله نشان می‌دهد که تا چه اندازه مواضع اروپایی‌ها متزلزل و غیرقابل اعتماد است.

بی‌ثمر بودن مذاکره و اثربخشی مقاومت
از سال ۲۰۱۳ تا امضای توافق برجام در سال ۲۰۱۵ اروپایی‌ها عملاً زیر سایه امریکا قرار گرفتند. صرف نظر از برخی باج گیری‌های اقتصادی همانند اقدامات وزیر خارجه وقت فرانسه، اروپایی‌ها هیچ نقش ویژه‌ای در پرونده هسته‌ای ایران ایفا نمی‌کردند.

موج نقش‌آفرینی جدید اروپایی‌ها در پرونده هسته‌ای ایران از خروج ترامپ از برجام آغاز شد. اگرچه اروپا این تضمین را به نظام جمهوری اسلامی ایران داد که ضرر‌های خروج امریکا از برجام را به طور کامل جبران کند و به همین منظور کانال‌های مالی اختصاصی نیز به راه بیندازد، اما نتوانست هیچ کدام از این قول‌ها را عملیاتی کند. تمام قول‌های اروپایی‌ها تنها منجر به یک خط ارتباطی مالی برای فروش غذا و دارو شد که آن هم در نهایت به یک معامله چند میلیون دلاری محدود مانده است. با وجود اینکه ماکرون، رئیس جمهور فرانسه در ماه‌های اخیر چندین بار برای عملی کردن قول‌های اروپا با رئیس جمهور کشورمان مذاکره تلفنی داشته و حتی قول شارژ ۱۵ میلیارد یورویی برای این خط اعتباری را داده، اما مخالفت امریکا باعث بی ثمر شدن تمام آن‌ها شده است.

از سوی دیگر انفعال دولت سبب شد تا بدانجا امریکایی‌ها به جلو حرکت کنند که ترامپ در اردیبهشت سال جاری تمام معافیت‌های نفتی را لغو کند. در مقابل زمانی که ایران سیاست مقاومت فعال را در پیش گرفت نه تنها امریکایی‌ها از بحث تهدید نظامی ایران عقب نشینی کردند، بلکه کشور امارات به دلیل نا امیدی از حمله امریکا به ایران هیئت نظامی خود را عازم تهران کرد و حتی برخی کانال‌های اقتصادی را با ایران بازگشایی کرد. اقدامی که بدون شک با مذاکره تنها قابل دستیابی نبود و این اقتدار نظامی کشورمان بود که چنین رویدادی را سبب شد.

با در نظر گرفتن موارد فوق می‌توان گفت که مذاکره عزتمندانه و با تکیه بر مقاومت فعال با تمامی کشور‌ها جز امریکا می‌تواند ثمرات فراوانی برای کشور داشته باشد، چرا که مذاکره به هر قیمت و طریقی الزاماً یک راه حل مناسب برای چالش‌های موجود جهانی نیست.

از سوی دیگر مذاکره با امریکا نیز به هیچ عنوان به سود جمهوری اسلامی نیست، چرا که دولت ترامپ نشان داده که هیچ گاه در عمل به قول‌های خود صادق نیست و تنها به دنبال نوعی نمایش و استفاده تبلیغاتی از مذاکره با ایران است. البته این روش تنها محدود به دولت فعلی امریکا نیست، بلکه تمام دولت‌های این کشور از ابتدای پیروزی انقلاب چنین روشی را در پیش گرفته‌اند.
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه
ماموریت غیرممکن اروپا در تنگه هرمز
ماموریت غیرممکن اروپا در تنگه هرمز
منبع خبر: روزنامه مردم‌سالاری

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار